قول خام
اول، حرفت از حالت آرزو درمیاد.
کار، قدم اول و زمانش روشن میشه.



قول خام
اول، حرفت از حالت آرزو درمیاد.
کار، قدم اول و زمانش روشن میشه.
قول رو قابلانجام کن
«شروعش میکنم» هنوز برنامه نیست.
بگو چی، با چه قدمی و چه ساعتی.
جمعه
قبل از شمبه، راه رو برای خودت باز میکنی.
چیزهایی که لازم داری، از شب قبل آماده میشن.
جمعه، قبل از بهونهها
شروع خوب، معمولاً از شب قبل شروع میشه.
وسایل و زمان رو آماده کن؛ روی اراده فردا حساب نکن.
«فردا همون شمبهست. چیزی مونده آماده کنی؟»
شمبه
وقتی وقتش میرسه، فقط قدم اول جلوت میاد.
سر وقت فقط همون قدم اول رو میبینی.
خب. رسیدیم.
وقتش که شد، فقط یک کار جلوی توئه.
قدم اول رو انجام بده و یک نشونه ساده ثبت کن.
بعدش
نشد؟ تاریخ پاک نمیشه؛ حرکت بعدی بهتر میشه.
دلیلش میمونه و قرار بعدی بهتر میشه.
اگر طبق برنامه پیش نرفت
قولت شکست؟ تو نشکستی.
کوچیکتر برگرد، زمان رو عوض کن یا فعلاً تمومش کن.

