انگیزهی درونی یعنی کاری رو بهخاطر علاقه و لذت خود فعالیت انجام بدی؛ انگیزهی بیرونی یعنی دنبال پیامد جداگانهای مثل نمره، درآمد یا یک فایدهی مهم باشی، حتی وقتی اون فایده رو خودت انتخاب کردهای.
- برای یک کار واقعی بنویس کدوم بخشش برات جذابه.
- نتیجهها و الزامهایی رو که به انجامش مربوط میشن جدا بنویس.
- ببین برای ادامه چه انتخاب، یادگیری یا حمایت واقعی لازم داری؛ نه اینکه حتماً عاشق تمام کار بشی.
انگیزهی درونی یعنی خود انجام کار برات رضایتبخشه
فرض کن آخر هفته ساز میزنی چون دوست داری صدای یک قطعه رو دربیاری و از خود نواختن لذت میبری. حتی اگر کسی نمره نده و اجرا هم منتشر نشه، هنوز بخشی از این فعالیت رو میخوای. این یک مثال از انگیزهی درونیه، نه شرطی که تمام جلسه باید آسان و خوشایند باشه.
رایان و دسی در توضیح نظریهی خودتعیینگری، رضایت خود فعالیت رو از انجام کار برای یک پیامد جدا متمایز میکنن. این تعریف کمک میکنه بپرسیم چه نوع انگیزهای در کاره، نه اینکه فقط شدت شور و شوق رو بسنجیم.
گاهی هم علاقه هست ولی شروع دشواره: ابزار آماده نیست، کار مبهمه یا وقت مناسبی انتخاب نشده. انگیزهی درس دربارهی همین موقعیت توضیح میده که برای شروع همیشه لازم نیست منتظر حس ایدهآل بمونی. علاقه، همهی مانعهای عملی رو بهتنهایی برطرف نمیکنه.
انگیزهی بیرونی فقط پول و جایزه نیست
وقتی برای گذراندن یک آزمون درس میخونی، نمره نتیجهای جدا از خود مطالعهست. وقتی یک کار اداری رو برای تکمیل درخواست انجام میدی، ممکنه از فرایندش لذت نبری اما نتیجهاش لازم باشه. این دلیلها رو نمیشه فقط به این خاطر که لذت خود کار نیستن بیارزش دونست.
یک نکتهی مهم در تعریف تخصصی اینه که فایدهی شخصاً انتخابشده هم میتونه بیرونی باشه. مثلاً کسی تمرین خاصی رو دوست نداره، ولی ارزشش رو برای حرفهای که انتخاب کرده پذیرفته. این با انجام همون کار فقط از ترس تحقیر فرق داره، هرچند هر دو برای نتیجهای جدا از لذت فعالیت انجام میشن.
پس «درون خودم تصمیم گرفتم» با «انگیزهی درونی» در این معنای پژوهشی یکی نیست. برای روشنشدن این تفاوت، مثال کار خودت رو ببین: از انجامش لذت میبری، فایدهاش رو میخوای، از پیامد انجامندادن میترسی یا ترکیبی از این دلیلها وجود داره؟
لازم نیست یکی رو خوب و دیگری رو بد اعلام کنیم
مرور سال ۲۰۲۰ دربارهی انگیزهی درونی و بیرونی، هم علاقهی درونی و هم شکلهای خودمختار انگیزهی بیرونی رو در یادگیری بررسی میکنه. در این نگاه، پذیرفتن ارزش یک کار با انجامش تحت فشار یکسان نیست. توجه به اختیار، احساس توانمندی و ارتباط حمایتی هم مهمه.
برای مثال، گرفتن دستمزد از کاری که دوست داری، به این معنی نیست که علاقهات تقلبی شده. نخواستن یک کار بیدستمزد هم نشون نمیده فقط با پاداش کار میکنی. نیازهای مالی و توافق کاری رو باید واقعی حساب کرد.
همچنین بعضی کارها ضروریان، بدون اینکه سرگرمکننده باشن. در چنین موقعیتی میتونی دلیل انجام رو روشنتر کنی، روش رو سادهتر کنی یا برای قسمت دشوار کمک بگیری. لازم نیست برای پرداخت یک قبض، علاقهای عمیق به فرایند پرداخت پیدا کنی.
پاداشگذاشتن برای خودم همیشه انگیزه رو خراب میکنه؟
از اسم انگیزهی بیرونی نمیشه حکم داد که هر پاداشی مضرّه. نوع پاداش، نحوهی ارائه و اینکه فرد چه معنایی ازش میگیره مهمه. در عین حال، نمیشه با اضافهکردن جایزه مطمئن شد هر کاری جذاب یا ماندگار میشه.
اگر برای یک رفتار شرط یا پیامد میذاری، اول ببین با نیازها و اختیار خودت سازگاره یا نه. راهنمای پیامد برای انجامندادن کار دربارهی مرز تعهد و تنبیه توضیح میده. محرومکردن خودت از خواب یا نیاز ضروری، راه مناسبی برای جدیکردن برنامه نیست.
برای کاری که دوستش داری، لازم نیست تمام توجهت رو به امتیاز و رکورد منتقل کنی. برای کاری که فایدهاش مهمه ولی خودش جذاب نیست هم میتونی یک برنامهی ساده داشته باشی. قرار نیست از یک قانون کلی برای هر دو موقعیت استفاده کنی.
یک کار رو بدون قضاوت دربارهی دلیلش بررسی کن
مثلاً میخوای یک دورهی زبان رو ادامه بدی. بنویس از کدوم بخش واقعاً لذت میبری، چه نتیجهای لازم داری و کدوم قسمتها دشوار یا اجباری به نظر میرسن. شاید گفتوگو رو دوست داری، برای کار به نوشتن نیاز داری و تمرینهای فعلی هم بیش از سطحته.
تصمیم بعدی لزوماً «انگیزهام رو بالا ببرم» نیست. میتونی تمرین مناسبتری انتخاب کنی، دربارهی سطح با مدرس حرف بزنی یا یک بخش ضروری رو با زمان محدود انجام بدی. قدم کوچیک برای روشنکردن همین اقدام مفیده.
اگر هم هیچ دلیل کافی برای ادامه نمیبینی، لازم نیست صرفاً برای حفظ تصویر آدم باانگیزه ادامه بدی. ارزش و هزینهی کار رو بررسی کن. نتیجهی بررسی ممکنه ادامه، تغییر یا کنارگذاشتن باشه؛ نه همیشه فشار بیشتر.
انگیزه با عادت و برنامه هم یکی نیست
دلیل انجام کار میتونه روشن باشه، ولی هنوز نیاز داشته باشی ابزار و زمانش آماده باشه. یک نوبت مشخص برای تمرین، بهتنهایی دربارهی درونی یا بیرونیبودن انگیزه چیزی نمیگه. برای این بخش، عادتهای اتمی به زبان ساده به نشانهها و محیط میپردازه.
برای امروز، یک دلیل واقعی و یک اقدام شدنی نگه دار. لازم نیست انگیزهات رو در یک دسته برای همیشه ثبت کنی. میتونه با تجربه، شرایط و خود فعالیت تغییر کنه؛ چیزی که مهمه اینه که از تعریفها برای فهمیدن موقعیت استفاده کنی، نه سرزنش خودت.
منابع و مطالعه بیشتر
- Self-Determination Theory and the Facilitation of Intrinsic Motivation, Social Development, and Well-BeingAmerican Psychologist / Richard Ryan and Edward Deci
- Intrinsic and extrinsic motivation from a self-determination theory perspective: Definitions, theory, practices, and future directionsContemporary Educational Psychology
سؤالهای رایج
ممکنه هم انگیزهی درونی داشته باشم هم بیرونی؟
بله. ممکنه خود کار رو دوست داشته باشی و نتیجهای مثل درآمد یا نمره هم برات مهم باشه. لازم نیست یکی رو پنهان کنی تا دیگری واقعی به حساب بیاد.
کاری که خودم انتخاب کردهام حتماً انگیزهی درونی داره؟
نه در تعریف تخصصی. اگر برای فایدهی جدا از خود فعالیت انجامش میدی، میتونه نوع خودمختاری از انگیزهی بیرونی باشه؛ مثلاً تمرینی که برای حرفهات مفید میدونی ولی از خودش لذت نمیبری.
برای انجام کار ضروری باید اول بهش علاقهمند بشم؟
نه. میتونی فایده و ضرورتش رو بشناسی و برای انجامش روش شدنی پیدا کنی. علاقهمندشدن اجباری به تمام کارهای روزمره شرط اقدام نیست.
پولگرفتن یعنی انگیزهام فقط بیرونیه؟
از وجود دستمزد نمیشه تمام دلیلهای تو رو فهمید. ممکنه هم علاقه به فعالیت وجود داشته باشه و هم نیاز مالی و توافق شغلی. اینها رو جدا و بدون داوری اخلاقی بررسی کن.
