ازشمبهمنم هستم
چند قطعه‌ی هندسی در یک سینی کوچک و قطعه‌های بیشتری در بیرون آن

بار شناختی چیست و چه اثری بر یادگیری دارد؟

یک آموزش کوتاه رو باز می‌کنی. مدرس از فرمول می‌ره سراغ نمودار، بعد اسم سه ابزار رو می‌گه و ازت می‌خواد یک تنظیم رو عوض کنی. هنوز دنبال دکمه‌ای که گفته می‌گردی، ولی توضیح مرحله‌ی بعد شروع شده. ممکنه آموزش کوتاه باشه، اما دنبال‌کردنش آسون نباشه. برای فهمیدن بار شناختی، سؤال فقط این نیست که «چقدر مطلب داریم؟» باید دید برای یادگرفتن همین مطلب، چه چیزهایی رو هم‌زمان نگه می‌داری، به هم ربط می‌دی و استفاده می‌کنی. قرار نیست همه‌ی سختی رو حذف کنیم. می‌خوایم دشواری لازم موضوع با سردرگمی بی‌دلیل قاطی نشه. از یک نمونه‌ی روشن شروع کن، بعد کمک‌ها رو متناسب با پیشرفتت کمتر کن.

خلاصه مقاله
  • کوتاه‌بودن یک درس لزوماً به معنی سبک‌بودن اون نیست؛ تعداد نکته‌های تازه و ارتباط بینشون هم مهمه.
  • دانش قبلی تعیین می‌کنه کدوم بخش برای تو تازه و دشواره؛ توضیح مناسب تازه‌کار و فرد باتجربه یکسان نیست.
  • مثال حل‌شده و توضیح مرتب می‌تونن شروع رو روشن‌تر کنن، ولی جای تمرین مستقل رو نمی‌گیرن.
جواب کوتاه: اطلاعات تازه چقدر ذهنت رو درگیر می‌کنن؟

بار شناختی یعنی یک کار چقدر منابع ذهنی‌ات رو درگیر می‌کنه؛ در یادگیری، مهمه اطلاعات تازه چقدر حافظه‌ی کاری رو درگیر می‌کنن و چطور ارائه می‌شن.

  1. مشخص کن در همین بخش، چه اطلاعاتی واقعاً تازه‌ان.
  2. یک نمونه‌ی حل‌شده رو ببین و توضیح لازم رو کنار همون مرحله نگه دار.
  3. بعد یک مسئله‌ی مشابه رو امتحان کن و ببین دقیقاً کجا به راهنمایی نیاز داری.

بار شناختی، خستگی و حجم درس یکی نیستن

در تعریف واژه‌نامه‌ی انجمن روان‌شناسی آمریکا، بار شناختی به تقاضایی مربوطه که یک کار از منابع شناختی می‌کنه. در نظریه‌ی یادگیری مرتبط با این مفهوم، توجه اصلی به محدودیت‌های پردازش اطلاعات تازه و نقش دانش قبلیه.

پس از «این درس خسته‌ام کرد» نمی‌شه به‌تنهایی نتیجه گرفت بار شناختی اون دقیقاً چقدر بوده. خستگی می‌تونه با خواب، شرایط محیط یا مدت کار هم ارتباط داشته باشه. همین‌طور دو صفحه‌ی متن ممکنه برای یک نفر روشن و برای دیگری پر از اصطلاح ناآشنا باشه.

این مفهوم قرار نیست به دیدن آموزش‌های بیشتر ختم بشه. اگر نمونه رو فهمیدی، یادگیری بدون عمل یادآوری می‌کنه که باید فرصت استفاده از مطلب رو هم بسازی؛ نه اینکه برای همیشه بین مثال‌های آماده بچرخی.

چرا دانش قبلی فرق ایجاد می‌کنه؟

فرض کن اولین باره با یک نرم‌افزار طراحی کار می‌کنی. اسم ابزار، محل دکمه و ترتیب استفاده، هر سه برات تازه‌ان. کسی که قبلاً همین ابزارها رو استفاده کرده، لازم نیست تمام این جزئیات رو از اول دنبال کنه. شما دارید یک کار ظاهراً مشابه انجام می‌دید، اما نیاز ذهنی اون برای هر دو یکسان نیست.

در راهنمای آموزش صریح اداره‌ی آموزش نیوساوت‌ولز، محدودیت حافظه‌ی کاری در برخورد با اطلاعات تازه و نقش دانش ذخیره‌شده توضیح داده شده. به همین دلیل، نمی‌شه یک عدد ثابت از «چیزهایی که ذهن جا می‌ده» برداشت و برای تمام آدم‌ها و موضوع‌ها نسخه پیچید.

اگر تازه‌کاری، لازم نیست سرعتت رو با کسی مقایسه کنی که ترتیب کار براش آشناست. اول معلوم کن کدوم پیش‌نیاز رو بلد نیستی. گاهی توضیح یک اصطلاح پایه بیشتر کمک می‌کنه تا تکرار چندباره‌ی همون ویدئوی سریع.

دشواری موضوع با شلوغی توضیح فرق داره

بار شناختی ذاتی به پیچیدگی موضوع در ارتباط با دانش قبلی تو مربوطه. مثلاً در یک مسئله‌ی حسابداری باید رابطه‌ی چند عدد رو بفهمی. اما اگر توضیح این رابطه در فایل دیگری پنهان باشه و مجبور باشی مدام بین پنجره‌ها بپری، شیوه‌ی ارائه هم کار رو سخت‌تر می‌کنه؛ این نوع فشار غیرضروری رو بار شناختی اضافی یا بیرونی می‌گن.

کم‌کردن این سردرگمی یعنی اطلاعات لازم در دسترس باشن و ترتیب توضیح روشن باشه. منظور این نیست که هر تصویر یا جزئیات اضافه‌ای بده؛ باید دید برای فهم همون بخش کاربرد داره یا فقط توجهت رو از موضوع جدا می‌کنه.

گزارش پژوهشی اداره‌ی آموزش نیوساوت‌ولز این اصطلاح‌ها و کاربردشون در طراحی آموزش رو توضیح می‌ده. در بعضی دسته‌بندی‌ها از بار شناختی مرتبط با یادگیری یا Germane هم حرف زده می‌شه، اما مستقل‌بودن اون از بار ذاتی محل بحثه. نکته‌ی کاربردی اینه که شیوه‌ی ارائه و میزان راهنمایی رو با دانش یادگیرنده هماهنگ کنیم، نه اینکه فقط تعداد اسلایدها رو پایین بیاریم.

مثال حل‌شده چه کمکی می‌کنه؟

وقتی روش رو هنوز نمی‌دونی، یک نمونه‌ی حل‌شده می‌تونه نشون بده هر مرحله به چه دلیلی انجام می‌شه. به‌جای اینکه تمام وقت دنبال راهی برای رسیدن به جواب بگردی، می‌تونی رابطه‌ی بین مراحل رو بررسی کنی. در مقاله‌ی اصلی جان سوئلر در سال ۱۹۸۸، تقاضای شناختی حل مسئله و اثرش بر یادگیری بررسی شده.

یک نمونه رو فقط از روی جواب کپی نکن. کنار هر مرحله بپرس «چرا این کار اینجا انجام شد؟» بعد یک مورد مشابه رو بدون دیدن جواب امتحان کن. اگر گیر کردی، به همون مرحله برگرد؛ لازم نیست کل درس رو از اول پخش کنی.

کمک آموزشی باید با پیشرفتت تغییر کنه. وقتی یک روش رو بلدی، توضیح تکراری تمام جزئیات ممکنه دیگر به کارت نیاد. هدف، ماندن دائمی کنار راهنما نیست؛ رسیدن به جاییه که بتونی بخش بیشتری رو خودت انجام بدی.

یک درس شلوغ رو چطور قابل‌دنبال‌کردن کنیم؟

برای نوبت بعد، فقط یک خروجی یادگیری انتخاب کن؛ مثلاً «این فرمول رو در یک مسئله‌ی مشابه استفاده کنم». معنی اصطلاح‌های ضروری رو کنار دستت بذار. یک مرحله رو ببین، توقف کن، همون مرحله رو انجام بده و بعد سراغ بعدی برو. این یک پیشنهاد برای مرتب‌کردن کاره، نه آزمون ظرفیت مغز.

اگر خود کار هنوز خیلی بزرگه، قدم کوچک کمک می‌کنه محدوده‌ی همین نوبت رو مشخص کنی. اما مراقب باش تقسیم‌کردن، رابطه‌ی بین بخش‌ها رو پنهان نکنه. بعد از دیدن چند مرحله، یک بار هم مسیر کامل رو مرور کن.

محیط هم بخشی از شرایط انجام کاره. برای رفت‌وآمد و وقفه‌های بیرونی، درس‌خوندن در خانه‌ی شلوغ پیشنهادهای جداگانه‌ای داره. اگر اعلان‌ها مزاحمن، جای مناسب برای گوشی رو هم ببین. هر وقفه‌ای رو با اصطلاح بار شناختی توضیح نمی‌دیم، اما می‌تونیم شرایط دنبال‌کردن درس رو روشن‌تر کنیم.

این مفهوم ابزار طراحیه، نه برچسب شخصی

به‌جای «ذهنم ضعیفه»، یک مشاهده‌ی دقیق بنویس: «وقتی توضیح فرمول از مثال جداست، مرحله رو گم می‌کنم.» حالا می‌شه یک تغییر مشخص رو امتحان کرد. از نتیجه‌ی یک جلسه درباره‌ی توانایی کلی خودت حکم نده.

نظریه‌ی بار شناختی قرار نیست تمام علت‌های مشکل یادگیری، خستگی یا تمرکز رو توضیح بده. اگر دشواری ادامه‌داره و چند بخش زندگی رو مختل می‌کنه، بررسی تخصصی مناسب‌تر از اینه که با یک تعریف اینترنتی به خودت برچسب بزنی.

منابع و مطالعه بیشتر

برای ادامه، این‌ها هم به کارت می‌آیند

سؤال‌های رایج

بار شناختی یعنی همون حجم درس؟

نه. حجم مهمه، اما تازگی اطلاعات، ارتباط بین بخش‌ها، دانش قبلی و شیوه‌ی ارائه هم نقش دارن. یک درس کوتاه هم می‌تونه دنبال‌کردنش سخت باشه.

باید تمام دشواری یادگیری رو حذف کنیم؟

نه. فهمیدن و تمرین‌کردن تلاش می‌خواد. هدف اینه که سردرگمی غیرضروری کمتر بشه و میزان راهنمایی با دانشی که داری هماهنگ باشه.

مثال حل‌شده یعنی همیشه جواب رو ببینم؟

نه. نمونه برای فهم روشه. بعدش باید فرصت حل مستقل داشته باشی و کمک‌ها متناسب با پیشرفتت کمتر بشن.

بار شناختی، بار ذهنی مسئولیت‌های خانه هم هست؟

در این مقاله درباره‌ی پردازش اطلاعات در یادگیری حرف می‌زنیم. بار ذهنی مدیریت مسئولیت‌ها موضوع مرتبط اما متفاوتیه و نباید این دو رو بی‌توضیح یکی گرفت.