ممکنه کتاب رو با علاقهی واقعی بخری، ولی برای خوندنش زمان یا انرژی کافی نداشته باشی. برای شروع، یک کتابِ مناسبِ همین روزهات انتخاب کن و برای چند صفحه ازش وقت مشخصی بذار.
- از بین کتابهای نخونده، یکی رو انتخاب کن که الان واقعاً دلت میخواد بخونیش.
- برای چند صفحه، یک موقعیت مشخص بذار؛ مثلاً بعد از چای عصر، روی همون صندلی.
- بعد از چند نوبت ببین مانع کمبود فرصته، سختی متن یا بیعلاقگی به همین کتاب.
ممکنه عاشق کتاب باشی، ولی برای خواندن جا نداشته باشی
خریدن کتاب یک تصمیم نسبتاً کوتاهه: معرفی رو میبینی، انتخاب میکنی و سفارش میدی. خواندنِ همون کتاب معمولاً به چندین نوبت وقت و توجه نیاز داره. اینکه کار اول انجام شده، به این معنی نیست که شرایط کار دوم هم خودبهخود فراهم شده.
گاهی کتاب رو برای وقتی میخری که فکر میکنی فرصت بیشتری خواهی داشت: وقتی کار سبکتر شد، وقتی زبانت بهتر شد یا وقتی یک آخرهفتهی خالی پیدا کردی. ممکنه هنوز بهش علاقه داشته باشی، ولی زمان یا توانِ خوندنش در برنامهی این هفتهات نباشه.
قبل از تعیین هدف، بپرس چه جور خواندنی میخوای: لذتبردن از داستان، فهمیدن یک موضوع مشخص یا مراجعه به چند فصل؟ یک کتاب آشپزی یا مرجع کاری لزوماً برای خواندنِ پشتسرهم از صفحهی اول نیست. نوع استفاده رو با مسابقهی تمامکردن کتابها قاطی نکن.
از بین همهی نخوندهها، فقط یکی رو برای الان انتخاب کن
وقتی به کل قفسه نگاه میکنی، کارِ امروز ممکنه شبیه جبران چند سال عقبافتادگی به نظر بیاد. برای شروع نیازی به رتبهبندی همهی کتابها نداری. دو سه گزینهی نزدیک رو بردار، چند صفحه نگاه کن و یکی رو برای نوبتهای بعد انتخاب کن.
لازم نیست قدیمیترین، قطورترین یا تحسینشدهترین کتاب باشه. ببین الان کدوم بیشتر کنجکاوت میکنه و متنش با انرژیِ وقتِ آزادت جور درمیاد. اگر هر بار شبِ خسته سراغ یک متن سنگین میری، شاید انتخاب زمان یا کتاب نیاز به تغییر داره، نه اینکه خودت رو بیاراده حساب کنی.
بقیهی کتابها رو فعلاً از برنامهی این هفته کنار بذار. اگر یک رمان رو برای تفریح و یک کتاب رو برای کار میخونی، لازم نیست حتماً یکی رو حذف کنی؛ منظور اینه که هر بار چشمات به قفسه افتاد، همهی کتابها رو کارِ عقبافتاده حساب نکنی.
بهجای «بیشتر کتاب بخونم»، بگو کِی و کجا
«از این به بعد هر شب کتاب میخونم» ممکنه تا آخر شب هیچ جای مشخصی پیدا نکنه. یک فرصت نزدیکتر انتخاب کن: «وقتی چای عصرم رو ریختم، قبل از برداشتن گوشی چند صفحه از این کتاب میخونم.» اگر اون ساعت معمولاً وسط رفتوآمدی، یک زمان دیگر انتخاب کن؛ جملهی قشنگ جای فرصت واقعی رو نمیگیره.
در فراتحلیل گولویتزر و شیرن دربارهی برنامههای «اگر... آنگاه...»، مشخصکردن موقعیت و اقدامِ بعدی به رسیدن به هدفها کمک کرده. این پژوهش به کتابخوانی محدود نبوده؛ مثالِ چای، پیشنهاد ما برای وصلکردن شروع به یک موقعیت مشخصه، نه تضمینِ نتیجه برای همه.
کتاب و نشانش رو هم جایی بذار که در همون فرصت پیداش کنی. شروع میتونه پنج دقیقه یا چند صفحه باشه؛ این عدد نسخهی علمیِ ثابت نیست. اگر همین هم در روزت جا نمیشه، برنامهریزی روزانهی واقعی رو ببین تا معلوم بشه این زمان قراره از کجا بیاد.
لازم نیست هر نوبت، یک جلسهی جدی و کامل باشه
اگر قرار باشه قبل از خواندن، میز مرتب بشه، دفتر خلاصهنویسی باز بشه و همهی جملههای مهم هم ثبت بشن، یک تفریح ساده میتونه تبدیل به تکلیف سنگین بشه. برای کتابی که از روی علاقه میخونی، اجازه بده بعضی نوبتها فقط خواندن باشه. نه خلاصه، نه عکس برای انتشار، نه گزارش تعداد صفحه.
برای متن آموزشی، نیازت فرق میکنه. شاید یک نکته رو در کار خودت امتحان کنی یا یک سؤال رو یادداشت کنی. اما لازم نیست از هر صفحه خروجی بگیری تا حق داشته باشی ادامه بدی. تصمیم رو بر اساس دلیلِ خواندن بگیر، نه تصویری که از یک کتابخوانِ بینقص توی ذهنت ساختهای.
اگر شروعکردن سنگینه، از یک قدم کوچیک شروع کن: کتاب رو از جای نشان باز کن، یک بخش کوتاه بخون و جای بعدی رو نگه دار. اگر خواستی بیشتر بخون؛ اما لازم نیست برای راضیبودن از همین نوبت، یک فصل کامل تموم کرده باشی.
پولش رو دادی؛ آیا حتماً باید تا آخر بخونیش؟
اگر هر بار با اکراه کتاب رو باز میکنی، اول ببین چرا. شاید باید پیش از این کتاب چیز دیگری یاد بگیری، ترجمهاش برات روان نیست یا موضوعش دیگه به کارت نمیاد. میتونی برای بعد کنارش بذاری، سراغ فصل موردنیازت بری یا ادامه ندی؛ مهم اینه که بدونی چرا این تصمیم رو میگیری.
در پژوهش آرکس و بلومر دربارهی هزینهی هدررفته، افراد بعد از صرفِ پول، زمان یا تلاش، تمایل بیشتری به ادامهدادن داشتن. موضوع پژوهش کتابخوانی نبود؛ برای تصمیم خودت میتونی این سؤال رو بپرسی: جدا از پولی که قبلاً دادهای، آیا میخوای وقت بیشتری صرفِ این کتاب کنی؟
اگر کتاب برای یک آزمون یا کار مشخص لازمه، صرفِ دوستنداشتنش اون نیاز رو برطرف نمیکنه؛ شاید باید شیوهی مطالعه یا منبع کمکی رو عوض کنی. اما برای مطالعهی اختیاری، لازم نیست تا یک کتاب نامناسب رو تموم نکردهای، خودت رو از خوندن بقیه محروم کنی.
قبل از خرید بعدی، ببین کِی میخوای بخونیش
لازم نیست خرید کتاب رو ممنوع کنی. اگر هدفت بیشترخوندنه، قبل از خرید بعدی مکث کن: «این رو برای چی میخوام؟ کی سراغش میرم؟ نمونهای از متنش رو دیدهام؟» اگر هنوز مطمئن نیستی، اسمش رو در فهرست علاقهمندی نگه دار و بعد تصمیم بگیر.
این مکث یک پیشنهاد عملی برای جداکردن دو تصمیمه: چیزی رو دوستداشتن و الان خریدنش. اگر کتابی رو صرفاً برای مجموعهات میخوای، میتونی همین رو صادقانه بپذیری. مسئله وقتی شروع میشه که هر خرید تازه رو بهجای فرصت خواندن حساب کنی و بعد بابت نخوندنش از خودت طلبکار بشی.
اگر کتاب قبلی رو وسط راه گذاشتی و هر بار از اول شروع میکنی، جای توقف و یک توضیح کوتاه نگه دار. برای برگشتن هم لازم نیست همهچیز رو جبران کنی؛ راهنمای برگشت به عادت بعد از وقفه کمک میکنه ادامه بدی، بدون اینکه برای روزهای ازدسترفته برنامهی سنگینی بچینی.
امشب فقط کتابِ این هفته رو مشخص کن
یکی رو انتخاب کن، از هر جایی که میخوای ادامه بدی بازش کن و چند صفحه بخون. قبل از بستن، زمانِ نوبت بعد رو مشخص کن؛ مثلاً فردا بعد از چای عصر. فعلاً لازم نیست برای تعداد کتابهای ماه هدف بذاری.
بعد از چند نوبت، ببین چی اتفاق افتاده: آیا اصلاً فرصت شروع پیدا شد؟ وقتی شروع کردی، دلت میخواست ادامه بدی؟ اگر نه، کدوم بخش باید عوض بشه؟ جواب این سؤالها برای تصمیم بعدی از تعداد کتابهای نخوندهی قفسه مفیدتره.
منابع و مطالعه بیشتر
- Implementation Intentions and Goal Achievement: A Meta-analysis of Effects and ProcessesAdvances in Experimental Social Psychology / Elsevier
- The psychology of sunk costOrganizational Behavior and Human Decision Processes / Elsevier
سؤالهای رایج
کتاب خریدن و نخوندن یعنی تنبلم؟
از روی این رفتار بهتنهایی نمیشه چنین نتیجهای گرفت. شاید فرصت یا انرژی خواندن نداری، کتاب با نیاز الانت جور نیست یا اصلاً برای مرجع و مجموعه خریده شده. اول معلوم کن خودت چه استفادهای ازش میخوای.
برای کتابخوانشدن باید روزی چند صفحه بخونم؟
عدد واحدی وجود نداره. چند صفحهی شدنی از کتابی که واقعاً میخوای بخونی، شروع مناسبتری از سهمیهایه که هر شب باهاش درگیری. با نتیجهی چند نوبت، اندازهاش رو تنظیم کن.
میتونم کتابی رو نصفه رها کنم؟
برای مطالعهی اختیاری میتونی آگاهانه تصمیم بگیری ادامه ندی یا بعداً برگردی. اول فرقِ سختیِ قابلحل و بیفایدهبودنِ ادامه برای نیاز الانت رو بررسی کن. کتابِ لازم برای درس یا کار، تصمیم متفاوتی میخواد.
اول باید همهی کتابهای قبلی رو بخونم، بعد کتاب تازه بخرم؟
نه، لازم نیست قفسه رو به صف اجباری تبدیل کنی. اگر هدفت خواندنه، ببین کتاب تازه کِی و برای چه نیازی خونده میشه. باقی کتابها میتونن فعلاً کنار بمونن، بدون اینکه بدهیِ هر روزت باشن.
