ازشمبهمنم هستم
شخصیت ازشمبه در حال مقایسه‌ی دو نقاشی برگ روی سه‌پایه

فراشناخت چیست و چه نقشی در یادگیری دارد؟

یک فصل رو می‌خونی و حس می‌کنی همه‌چیز روشنه. کتاب رو می‌بندی، اما وقتی می‌خوای با زبان خودت توضیح بدی، چند بخش به هم وصل نمی‌شن. حالا دو انتخاب داری: صرفاً زمان بیشتری برای همون روش بذاری، یا بررسی کنی کجای فهمت هنوز مبهمه و روش رو متناسب با اون عوض کنی. فراشناخت همین توجه به روش و وضعیت فهمه، نه فقط فکرکردن بیشتر درباره‌ی خودت. برای شروع لازم نیست یک دفتر ارزیابی مفصل بسازی. یک هدف یادگیری، یک راه بررسی نتیجه و یک تصمیم بعدی کافی‌ان. معیار هم باید به خود درس مربوط باشه؛ مثلاً بتوانی یک مسئله رو حل کنی، نه اینکه فقط از روش مطالعه‌ات حس خوبی داشته باشی.

خلاصه مقاله
  • فراشناخت هم شناختن ویژگی‌های کار و روش‌هاست، هم بررسی و تنظیم روش در حین انجام اون.
  • حس آشنایی با مطلب رو بهتره با یک نشانه‌ی قابل‌بررسی از فهم مقایسه کنی.
  • این مهارت در دل یادگیری یک موضوع به کار میاد؛ جای دانش پایه و آموزش همون موضوع رو نمی‌گیره.
جواب کوتاه: روش یادگرفتن رو هم بررسی می‌کنی

فراشناخت یعنی درباره‌ی فرایندهای شناختی خودت شناخت داشته باشی و اون‌ها رو بررسی و تنظیم کنی؛ در یادگیری، مثلاً روش رو انتخاب کنی، فهمت رو بسنجی و در صورت نیاز تغییرش بدی.

  1. قبل از شروع مشخص کن چه چیزی رو باید یاد بگیری و چه روشی می‌خوای امتحان کنی.
  2. وسط کار، با یک سؤال یا مثال بررسی کن واقعاً فهمیدی یا فقط مطلب آشنا شده.
  3. آخر کار، نتیجه رو با هدفت مقایسه کن و برای دفعه‌ی بعد یک تغییر مشخص انتخاب کن.

«فکرکردن درباره‌ی فکرکردن» یعنی چه؟

این عبارت کوتاه برای معرفی فراشناخت رایجه، اما همه‌ی مفهوم رو نشون نمی‌ده. مثلاً اینکه بدونی یک فصل برات ناآشناست، برای فهمش چه پیش‌نیازی لازم داری و با چه روشی می‌خوای اون رو بررسی کنی، به شناختت از کار و روش مربوطه. اینکه وسط مطالعه متوجه ابهام بشی و مسیر رو عوض کنی، به تنظیم فرایند مربوط می‌شه.

در راهنمای فراشناخت کمبریج، شناخت فرایندهای شناختی و تنظیم اون‌ها کنار هم توضیح داده می‌شن. برنامه‌ریزی، نظارت و ارزیابی در یادگیری از کاربردهای این نگاهن؛ نه سه مرحله‌ای که در تمام موقعیت‌ها حتماً جدا و پشت سر هم اتفاق بیفتن.

فرقش با صرفاً دیدن آموزش‌های بیشتر هم مهمه. یادگیری بدون عمل درباره‌ی ساختن یک خروجی از آموزش حرف می‌زنه؛ اینجا سؤال اینه که با چه نشانه‌ای می‌فهمی روش انتخاب‌شده واقعاً به فهم یا انجام کار کمک کرده.

دانستن یک روش با استفاده‌ی درست از اون فرق داره

ممکنه چند روش مطالعه بلد باشی، ولی ندونی برای کدوم هدف مناسب‌ترن. حفظ‌کردن نام‌ها، فهمیدن رابطه‌ی دو مفهوم و حل‌کردن یک مسئله، دقیقاً یک کار نیستن. پیش از انتخاب روش بپرس: آخر این نوبت باید چه کاری ازم بربیاد؟

در مقاله‌ی جان فلاول درباره‌ی فراشناخت و نظارت شناختی، دانش مربوط به شناخت و نظارت بر اون به‌عنوان موضوع این حوزه مطرح می‌شن. از این تعریف نمی‌شه نتیجه گرفت هرکس یک فهرست از روش‌ها حفظ کرده، در استفاده از اون‌ها هم ماهر شده.

برای مثال، می‌دونی در یک درس تازه، واژه‌ها رو می‌فهمی اما رابطه‌ی بینشون روشن نیست. به‌جای ادامه‌دادن بی‌وقفه، دو مفهوم رو با یک مثال مقایسه می‌کنی. دلیل انتخاب روش روشنه و بعد هم می‌شه بررسی کرد آیا اون ابهام کمتر شده یا نه.

وسط مطالعه چطور بفهمم واقعاً فهمیدم؟

یک معیار کوچک و مرتبط با موضوع انتخاب کن. کتاب رو ببند و توضیح بده چرا یک مرحله از حل مسئله انجام شده. یا برای یک مفهوم، مثالی متفاوت از مثال کتاب بساز. قرار نیست همین یک سؤال ثابت کنه همه‌ی فصل رو بلدی؛ فقط می‌خواد بخشی از فهمت رو قابل‌بررسی کنه.

اگر توضیحت ناقص بود، همون بخش نامشخص رو بنویس. «هیچی بلد نیستم» اطلاعات کمی برای تصمیم بعدی می‌ده. «نمی‌فهمم چرا در این مرحله علامت عوض شد» مشخص می‌کنه به چه توضیح یا تمرینی نیاز داری.

حال‌و‌هوا هم با فهم یکی نیست. ممکنه روز کم‌انگیزه‌ای داشته باشی و با این حال، یک تمرین رو درست انجام بدی. برای خود مسئله‌ی بی‌میلی، انگیزه‌ی درس‌خوندن بحث جداگانه‌ای داره. اینجا سعی می‌کنیم به‌جای قضاوت کلی درباره‌ی روز، یک نشانه از یادگیری ببینیم.

ارزیابی باید به یک تصمیم ختم بشه

آخر یک نوبت بپرس: «قرار بود چه چیزی ازم بربیاد و الان چه چیزی ازم برمیاد؟» اگر در هدف اولیه موفق نشدی، فوراً نگو «این روش برای من جواب نمی‌ده». شاید زمان کم بوده، پیش‌نیاز روشن نبوده یا تمرین با هدف هم‌خوانی نداشته. یک مشاهده برای قضاوت نهایی کافی نیست.

بعد فقط یک تصمیم قابل‌اجرا بگیر: دفعه‌ی بعد اول مثال ساده‌تر رو ببینم، درباره‌ی همون مرحله سؤال بپرسم یا راه‌حل رو بدون نگاه‌کردن به نمونه امتحان کنم. اگر هر بار پنج روش رو هم‌زمان عوض کنی، سخت‌تر می‌فهمی چه چیزی کاربرد داشته.

گاهی لازمه برنامه هم اصلاح بشه. وقتی از برنامه‌ی درسی عقب افتادی درباره‌ی تنظیم دوباره‌ی حجم و زمان حرف می‌زنه. بررسی روش قرار نیست تبدیل بشه به اصرار بر تمام‌کردن برنامه‌ای که از اول با شرایطت سازگار نبوده.

فراشناخت با نشخوار فکری و برچسب سبک یادگیری فرق داره

در اینجا بررسی به یک سؤال مشخص یادگیری وصله: چه روشی انتخاب کردم، چه نتیجه‌ای دیدم و بعد چه کنم؟ چرخیدن طولانی دور «چرا من این‌طوری‌ام؟» بدون اطلاعات و تصمیم تازه، همون کاربردی نیست که داریم توضیح می‌دیم.

همین‌طور لازم نیست خودت رو برای همیشه «فقط تصویری» یا «فقط شنیداری» بدونی و روش‌های دیگر رو کنار بذاری. سؤال مفیدتر اینه که برای این موضوع و هدف، چه نوع توضیح و تمرینی لازم داری و نتیجه‌ی اون رو چطور می‌سنجی.

دانش موضوع هم ضروریه. اگر پیش‌نیاز یک مسئله رو بلد نیستی، صرف پرسیدن «آیا فهمیدم؟» اون پیش‌نیاز رو بهت یاد نمی‌ده. باید توضیح، مثال یا کمک مناسب همون درس رو پیدا کنی؛ فراشناخت جای آموزش رو پر نمی‌کنه.

برای نوبت بعد، سه خط بنویس

قبل کار: «می‌خوام بتونم تفاوت این دو مفهوم رو با یک مثال توضیح بدم.» وسط کار: «در توضیح تفاوت، کجا گیر کردم؟» بعد کار: «دفعه‌ی بعد اول همون بخش رو با یک نمونه‌ی روشن بررسی می‌کنم.» این قالب پیشنهادی، تست یا برنامه‌ی استاندارد علمی نیست؛ فقط تعریف رو به یک موقعیت قابل‌دیدن وصل می‌کنه.

اگر همین هم زیادی مفصله، با یک سؤال شروع کن و از قدم کوچک برای محدودکردن نوبت کمک بگیر. هدف این نیست که بیشتر وقتت صرف نوشتن درباره‌ی درس بشه. می‌خوای از بررسی کوتاه، برای بهتر تصمیم‌گرفتن در خود یادگیری استفاده کنی.

منابع و مطالعه بیشتر

برای ادامه، این‌ها هم به کارت می‌آیند

سؤال‌های رایج

فراشناخت با شناخت چه فرقی داره؟

حل‌کردن مسئله یک فعالیت شناختیه. بررسی اینکه روش حل رو می‌فهمی، کجا گیر کردی و آیا لازمه روش رو تغییر بدی، به فراشناخت مربوط می‌شه. در عمل این‌ها می‌تونن در هم تنیده باشن.

فراشناخت همون خودتنظیمیه؟

نه دقیقاً. در بحث یادگیری، خودتنظیمی مفهوم گسترده‌تریه و انگیزه و رفتار رو هم در بر می‌گیره. فرایندهای فراشناختی می‌تونن بخشی از اون باشن.

باید برای هر صفحه یک گزارش بنویسم؟

نه. بررسی باید به یادگیری کمک کنه، نه اینکه جای اون رو بگیره. یک سؤال مرتبط با هدف و یک تصمیم بعدی می‌تونه برای شروع کافی باشه.

از کجا بفهمم روشم خوبه؟

به هدف همون کار رجوع کن و یک نشانه‌ی مرتبط بررسی کن؛ مثلاً توضیح درست یا حل مسئله‌ی مشابه. فقط حس آشنایی، میزان هایلایت یا نتیجه‌ی یک نوبت برای حکم کلی کافی نیست.