ازشمبهمنم هستم
شخصیت ازشمبه در حال قدم‌گذاشتن روی سنگ‌های مسیر یک آبگیر

هدفت معلومه، ولی نمی‌دونی هر هفته باید چی کار کنی؟

می‌دونی چی می‌خوای: شغل مناسب‌تر، زبان بهتر یا یک نمونه‌کار قابل‌ارائه. اما وقتی شنبه می‌شه و تقویم رو باز می‌کنی، همون جمله‌ی بزرگ هنوز چیزی درباره‌ی دوشنبه عصر نمی‌گه. «کار بهتر پیدا کنم» رو نمی‌شه همان‌طور که نوشته شده در یک نوبت انجام داد. فرق هدف فرایندی و هدف نتیجه‌ای همین‌جا کاربرد پیدا می‌کنه. نتیجه جهت رو نشون می‌ده؛ کار مشخصِ این هفته می‌گه الان چه چیزی رو می‌تونی جلو ببری. برای شروع، یک نتیجه و یک اقدام مرتبط بنویس، بعد هم زمانِ بررسی بذار. قرار نیست با شمردن کارها، موفقیت رو تضمین کنی یا نتیجه رو برای همیشه کنار بذاری.

خلاصه مقاله
  • نتیجه، مقصد دلخواهه؛ فرایند، کاریه که برای رسیدن به اون انجام می‌دی.
  • اقدام روشن، عدم‌قطعیتِ بازار کار، آزمون یا شرایط زندگی رو از بین نمی‌بره.
  • اگر فقط کار تکرار می‌شه ولی یادگیری یا نتیجه‌ای نمی‌بینی، بررسی کن چه چیزی باید تغییر کنه؛ صرفاً تعداد رو بیشتر نکن.
جواب کوتاه: هم نتیجه رو نگه دار، هم کار این هفته رو روشن کن

هدف نتیجه‌ای می‌گه می‌خوای به چه وضعیتی برسی؛ هدف فرایندی می‌گه برای حرکت به اون سمت چه کاری رو تکرار می‌کنی، در حالی که رسیدن به نتیجه هنوز قطعی نیست.

  1. یک نتیجه‌ی دلخواه و مشخص بنویس، نه چند خواسته‌ی متفاوت کنار هم.
  2. یک کار مرتبط انتخاب کن که تا حد بیشتری امکان انجام و بررسیش رو داری.
  3. برای مرور نتیجه وقت بذار؛ اگه کارها به هدف ربط پیدا نمی‌کنن، روش یا اندازه‌شون رو عوض کن.

دو سؤال که نباید جای هم جواب بدی

وقتی می‌پرسی «چی می‌خوام؟»، جواب می‌تونه پیدا‌کردن یک شغل متناسب با مهارت و شرایطت باشه. وقتی می‌پرسی «این هفته چه کاری انجام می‌دم؟»، جواب باید چیز دیگری باشه: مثلاً بررسی دو فرصت واقعاً مرتبط و آماده‌کردن درخواست برای یکی از اون‌ها.

نتیجه‌ی استخدام فقط به ارسال درخواست وابسته نیست؛ تصمیم کارفرما و شرایط بازار هم دخیلن. اما انتخاب فرصت مرتبط و آماده‌کردن یک درخواستِ مشخص، کار روشن‌تری برای برنامه‌ی توئه. حتی اون هم به زمان و دسترسی نیاز داره؛ پس منظور از قابل‌کنترل، اختیار کامل روی همه‌ی شرایط نیست.

اگه نوشتن اقدام اول برات مبهمه، راهنمای قدم کوچیک کمک می‌کنه از یک عنوان بزرگ به کار مشخص برسی. فرق بحث این مقاله اینه که می‌خوای اون کار مشخص رو به یک نتیجه‌ی واقعی وصل کنی و بعد ارتباطش رو بررسی کنی.

پژوهش درباره‌ی هدفِ انجام کار چه می‌گه؟

در دو آزمایش میدانی درباره‌ی هدف‌گذاری دانشجوها، نزدیک به چهار هزار دانشجو در مجموع شرکت داشتن. در یکی، هدف درباره‌ی عملکرد در درس بود و در دیگری درباره‌ی تعداد آزمون‌های تمرینی آنلاین. هدفِ انجام آزمون تمرینی، تعداد تمرین‌های تکمیل‌شده رو افزایش داد.

این دو مداخله در آزمایش‌های جداگانه بررسی شدن، نه اینکه تمام دانشجوها در یک مقایسه‌ی مستقیم بین دو نوع هدف قرار گرفته باشن. نتیجه هم درباره‌ی یک محیط آموزشی مشخصه، نه ضمانتِ موفقیت هدف‌های شغلی و زندگی. چیزی که می‌شه با احتیاط ازش گرفت، ارزشِ توجه به کارِ مرتبط و مشخصه؛ نه شعارِ «نتیجه مهم نیست».

برای برنامه‌ی شخصی، مثال‌ها و تمرین‌های بعدی پیشنهادهای عملی این مقاله‌ان. لازم نیست به اسم علم، عددِ مشخصی از درخواست شغلی یا ساعت زبان رو برای همه تعیین کنیم. اندازه‌ی کار باید با شرایط و نوع هدف خودت انتخاب بشه.

یک نتیجه رو به یک کار مرتبط وصل کن

برای زبان، «می‌خوام بهتر حرف بزنم» هنوز دامنه‌ی بزرگی داره. می‌تونی روشن‌ترش کنی: «می‌خوام در گفت‌وگوی کوتاه درباره‌ی کار خودم کمتر گیر کنم.» بعد یک کار انتخاب کن: این هفته دو بار معرفی کوتاه خودم رو ضبط می‌کنم، گوش می‌دم و روی یک قسمت نامفهوم کار می‌کنم.

برای نمونه‌کار، نتیجه می‌تونه آماده‌شدن یک پروژه برای نشان‌دادن به فرد مرتبط باشه. کار این هفته، توضیح مسئله و انتخاب چند تصویر از روند کاره؛ نه دیدنِ بی‌پایان نمونه‌کار دیگران. اگر هنوز فقط آموزش جمع می‌کنی، یادگیری بدون عمل به تبدیل آموزش به تمرین می‌پردازه.

در هر دو مثال، کار باید احتمالاً به نتیجه‌ی موردنظر ربط داشته باشه و راه بررسی هم داشته باشی. صرفِ تکرار یک کار راحت، اون رو به فرایند مفید تبدیل نمی‌کنه. اگر بعدش هیچ اطلاعات تازه‌ای درباره‌ی کیفیت یا جهت کار نداری، شاید هنوز اقدام رو بیش از حد کلی انتخاب کرده‌ای.

  • نتیجه: بتونم کارم رو کوتاه معرفی کنم؛ کار این هفته: دو نوبت ضبط و بررسی یک معرفی کوتاه.
  • نتیجه: یک نمونه‌کار قابل‌ارائه داشته باشم؛ کار این هفته: نوشتن توضیح مسئله و انتخاب سه تصویر مرتبط.
  • نتیجه: برای یک فرصت شغلی مناسب اقدام کنم؛ کار این هفته: بررسی شرایط یک آگهی واقعی و تکمیل درخواست همون فرصت.

تعدادِ انجام کار رو تنها معیار نذار

اگر هر روز تعداد زیادی درخواست نامرتبط می‌فرستی، تیک‌ها بیشتر می‌شن ولی هنوز معلوم نیست به هدف نزدیک‌تر می‌شی. اگر برای زبان فقط فایل پخش می‌کنی و هیچ‌وقت نمی‌فهمی چه چیزی ازش استفاده می‌کنی، مدتِ پخش به‌تنهایی کیفیت تمرین رو نشون نمی‌ده.

اینجا خطرِ اهمال‌کاری مولد هم هست: ممکنه با کاری که قابل‌شمردنه از بخش سخت‌تر و مهم‌تر فاصله بگیری. راه برخوردش لزوماً حذف عدد نیست؛ کنار عدد یک نشانه‌ی مرتبط با کیفیت یا یادگیری بذار.

مثلاً بعد از یک درخواست شغلی بررسی کن اطلاعات خواسته‌شده کامل بود یا نه؛ برای نمونه‌کار ببین یک خواننده متوجه مسئله و نقش تو می‌شه یا نه. این بررسی‌ها استخدام یا تأیید رو تضمین نمی‌کنن، اما نسبت به شمارشِ صرفِ فعالیت، اطلاعات متفاوتی می‌دن.

کارِ هفتگی باید واقعاً در هفته جا بشه

هدف فرایندی اگر پنج شب زمان بخواد و فقط دو نوبت فرصت داشته باشی، با عوض‌شدن اسمش واقع‌بینانه نمی‌شه. اول محدودیت‌ها رو ببین، بعد برای کار انتخاب‌شده زمان بذار. برنامه‌ریزی روزانه‌ی واقعی برای جا دادنِ اقدام در روزهای واقعی کمک می‌کنه.

می‌تونی برای شروع یک اندازه‌ی قابل‌حفظ انتخاب کنی و آخر هفته بررسیش کنی. این عدد، حداقلِ ارزشمندبودن تو نیست. اگر نوبتی انجام نشد، معلوم کن مانع چی بوده: زمان، اندازه‌ی کار، وابستگی به دیگری یا اینکه هدف فعلاً اولویت نداره.

گاهی هم انتخابِ درست موقتاً نداشتنِ اقدام تازه‌ست. اگر به اطلاعات، پول یا حمایت مشخصی نیاز داری، ممکنه قدم فعلی بررسی همین امکان‌ها باشه. قرار نیست کمبودِ یک منبع واقعی رو با تعدادِ بیشترِ کارهای ظاهراً مفید جبران کنی.

برای عوض‌کردن روش هم وقت بذار

از اول یک زمان مناسب برای دیدنِ رابطه‌ی کار و نتیجه انتخاب کن. زمانش به نوع هدف بستگی داره؛ یک هفته برای بررسیِ شدنی‌بودن برنامه اطلاعاتی می‌ده، ولی برای نتیجه‌ی بعضی کارها زوده. مشخص کن در هر مرور دنبال چه نشانه‌ای هستی تا زودتر از موعد، نتیجه‌گیری قطعی نکنی.

از خودت بپرس کار انجام شد؟ چیزی درباره‌ی کیفیت یا مانعش فهمیدم؟ لازم است اندازه، روش یا خودِ هدف تغییر کنه؟ ممکنه پاسخ، ادامه‌دادنِ همان کار باشه یا گرفتن بازخورد و تغییر روش. مهم اینه که وفاداری به فرایند رو با ممنوع‌کردنِ هر تغییر اشتباه نگیری.

برای امشب، یک نتیجه و یک کارِ مشخص بنویس و کنارشان زمان بررسی رو بذار. اگر هنوز نمی‌دونی این کار چه ربطی به نتیجه داره، همون سؤال می‌تونه نقطه‌ی شروع باشه. قرار نیست از فردا فقط مشغول‌تر باشی؛ می‌خوای روشن‌تر بدونی چرا این کار رو انجام می‌دی.

منابع و مطالعه بیشتر

برای ادامه، این‌ها هم به کارت می‌آیند

سؤال‌های رایج

هدف فرایندی بهتر از هدف نتیجه‌ایه؟

لازم نیست یکی رو حذف کنی. نتیجه جهت رو مشخص می‌کنه و کار فرایندی کمک می‌کنه بدونی این هفته چه کار می‌کنی. بدون بررسی نتیجه، ممکنه یک کار نامرتبط رو مرتب تکرار کنی.

اگر کارها رو انجام بدم ولی نتیجه نگیرم چی؟

فوراً تلاش رو بیشتر نکن. زمان لازم برای دیدن نتیجه، کیفیت کار، ارتباطش با هدف و محدودیت‌های بیرونی رو بررسی کن. ممکنه به بازخورد، تغییر روش یا تغییر هدف نیاز داشته باشی.

هدف فرایندی باید هر روز انجام بشه؟

نه. تعداد و فاصله‌ی نوبت‌ها به نوع کار و ظرفیتت بستگی داره. دو نوبت واقعی در هفته می‌تونه برای شروع مناسب‌تر از برنامه‌ای باشه که فقط روی کاغذ هرروزه‌ست.

آیا با هدف فرایندی موفقیت تضمین می‌شه؟

نه. روشن‌کردن اقدام، تصمیم دیگران و شرایط بیرونی رو قابل‌کنترل نمی‌کنه. این روش برای تصمیم روشن‌تر و بررسی کاره، نه قولِ رسیدن قطعی به هر نتیجه.